کاش یک شب می شنیدم بوی آغوش تو را
خوابگاه از سینه می کردم بر و دوش تو را
در خیال من نمی گنجد وصال چون تویی
حیرتی دارم،چو می بینم هم آغوش تو را
از غرور حسن چون مهرت به قهر آمیخته است
لذت شهد است، هم نیش تو هم نوش تو را
جلوه ی صبح جوانی یاد می آید مرا
هر زمان در جلوه می بینم،بناگوش تو را
انتخاب عشق را نازم که چون من برگزید
از میان حسن ها،حسن سیه پوش تو را
تا ز یادم برده ای،از یاد عالم رفته ام
هیچ کس جز غم نمی پرسد فراموش تو را
بوسه ای زان لعل آتشناک می باید((امیر))
تا کند گرم سخن،لب های خاموش تو را

زنده یاد امیری فیروز کوهی
+ نوشته شده در دوم اسفند 1388ساعت   توسط کیارش
|
((صید تو))
سروده ی امیری فیروز کوهی:
مپسند که دور از تو برای تو بمیرم
صید تو شدم من که به پای تو بمیرم
هر عضو ز اعضای تو غارتگر دلهاست
ای آفت جان به هر کجای تو بمیرم
گر عمر ابد خواهم از آنست که خواهم
آنقدر نمیرم،که به جای تو بمیرم
با من،همه لطف تو از روی عتابست
تا هم ز جفا،هم ز وفای تو بمیرم
آخر دل حساس،تو را کشت"امیرا"
ای کشته ی احساس برای تو بمیرم
+ نوشته شده در یکم آبان 1388ساعت   توسط کیارش
|
یک شعر از امیری فیروزکوهی:
زندگی با یاد ایام جوانی می کنم با خیال زندگانی،زندگانی می کنم
گرچه از روز ازل با مرگ پیمان بسته ام باز هم از سست عهدی سخت جانی می کنم
پیش از این از ذوق هستی بود برجا ماندنم وین زمان از بیم مردن زندگانی می کنم
بر لب من خنده از عهد جوانی مانده است من به یاد شادمانی،شادمانی می کنم
نفس من در ناتوانی هم خطاست گر توانم،کارها با ناتوانی می کنم
من که هرگز ناگهان،آهنگ رفتارم نبود از جهان آهنگ رفتن ناگهانی می کنم
خنده ی مهری ندیدم از کسی بر روی خویش من که با نامهربان هم مهربانی می کنم
دل ز غم چون اختران آسمان لرزد مرا هر زمان یاد از قضای آسمانی می کنم
بهر مشتی استخوان کآخر سزاوار سگی است روز و شب چون سگ به زحمت پاسبانی می کنم
سیر هر برگ از کتاب سرنوشت خویش را در تماشاگه اوراق خزانی می کنم
گر چه رنج عمر و عیش این جهانم می کشد آرزوی عمر و عیش آن جهانی می کنم
روز پیری هم گناهی دیگر از یاد گناه در نهانگاه خیال خود،نهانی می کنم
آرزوها تا به عمر جاودان پاینده اند گر کنم کاری،به عمر جاودانی می کنم
من که بودم از سبکروحی عنان دار نسیم این زمان بر خاطر خود هم گرانی می کنم
زندگی با محنت بی عشقی و پیری"امیر"
من به حکم عادت از عهد جوانی می کنم

سروده ی زنده یاد امیری فیروزکوهی،تابستان۱۳۵۰
+ نوشته شده در بیست و پنجم بهمن 1387ساعت   توسط کیارش
|
سید کریم امیری فیروزکوهی متخلص به"
امیر"
شاعر،
ادیب و
آهنگساز معاصر در سال ۱۲۸۸ه.ش در روستای"
فرخ آباد"فیروزکوه به دنیا آمد.در سن ۷سالگی پدرش را از دست داد و به همراه خانواده به تهران رفت و منطق،ادب،فلسفه،شعر،موسیقی و...را آموخت. تحصیلات متوسطه را در"کالج آمریکایی"گذراند و در خارج از مدرسه به تعلیم"ادبیات عربی"همت گماشت.
استاد امیری از همان جوانی مریض بود و بنا بر بیت خود به پیری زودرس گرفتار شد(براساس این بیت از ایشان:در جوانی پیر و در پیری جوان بودم "امیر" آسمان و اوراق هستی کرد پیش و پس مرا)
در اشعار استاد امیری به وضوح می توان گلایه از روزگار ،غم،درد و پیری را مشاهده نمود که البته اشعار او بیشتر در دوران پیری سروده شده اند اما اشعار دوران جوانی او نیز سرشار از غم و اندوه است.
استاد امیری فیروزکوهی در انجمن های ادبی ایران شناخته شده بود و با بسیاری از شاعران مراوده داشت،مخصوصآ پس از مرگ" رهی معیری"،استاد امیری ترکیب بند طولانی ای را در سوگ "رهی معیری" سرود که سرشار از احساس و زیبایی است که به حق می توان آن را از زیباترین ترکیب بند ها به حساب آورد.
استاد امیری فیروزکوهی از پیروان سرسخت سبک و مکتب صائب بود به طوری که بر دیوان صائب(که خود آن را به چاپ رساند) مقدمه ای بسیار طولانی نوشت و از به کار بردن صفت" هندی"برای این سبک پرهیز می نمود و سبک صائب را سبک"اصفهانی"می نامید.
استاد امیری فیروزکوهی سرانجام در سال ۱۳۶۳ه.ش در تهران درگذشت.دیوان امیری فیروزکوهی در دوجلد به چاپ رسیده است،هم چنین منظومه ی" ای خواب"از آثار سرشار از تامل ایشان می باشد،در سال ۱۳۷۰کتابی به عنوان "فریب شعر"توسط دکتر امیر بانوی کریمی به چاپ رسید که حاوی گزیده ی اشعار امیری فیروزکوهی بود که به حق توانست یاد استاد امیری را زنده نگه دارد.
روش شاعری"سید کریم امیری فیروزکوهی":
اشعار امیری مانند دیگر پیروان سبک صائب(اصفهانی)سرشار از نازک خیالی ها و مضمون آفرینی است.امیری در قالب "غزل" استاد بود،در" قصیده" نیز مهارت زیادی داشت.به علاوه "ترکیب بند "را زیبا،دلنشین و لبریز از احساس می سرود،دوبیتی های پیوسته ی ایشان نیز نشان از ذوق فراوان ایشان داشت،به علاوه اخوانیات(اشعاری که در مدح دوستان سروده می شود)نیز در دیوان امیری فیروزکوهی جلوه ی خاصی دارد.
متاسفانه استاد امیری فیروزکوهی از جمله شاعرانی هستند که در دوره ی کنونی به اشعار زیبای ایشان چندان توجه نمی شود و تا حدودی در بین مردم گمنام باقی مانده است.
روحش شاد....
+ نوشته شده در نهم آبان 1387ساعت   توسط کیارش
|